مدیریت هوشمند
چگونه در مدیریت سازمانها از هوش مصنوعی عقب نمانیم؟
از روپوش سفید تا صفحه سیاه ترمینال؛
همهچیز از رویای فضانورد شدن شروع شد. شاید عجیب و بیربط به نظر برسد، اما برای کودکی که عاشق کشف ناشناختهها بود، کامپیوترهای قدیمی و بزرگ آن زمان، دستکمی از سفینههای فضایی نداشتند.
من نترسیدم؛ نه از آزمون و خطا، نه از خرابکردن و دوباره ساختن. حتی تلاشهای بازیگوشانه و نافرجام کودکیام برای تست نفوذ به وایفای همسایهها (که البته هر بار شکست میخورد)، جرقهای بود برای فهم علاقهام به پیدا کردن راهحل برای ممکنهای سخت.
از ۱۲ سالگی، با شروع یادگیری علوم کامپیوتر در کلاسهای خصوصی، تصمیم گرفتم این مسیر را در دانشگاه ادامه دهم؛ اما…
جبر روزگار و سرنوشت، مرا به مسیر دیگری کشاند: علوم پزشکی و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی.
شاید در نگاه اول، این یک دوربرگردان اشتباه به نظر برسد، اما همانجا بزرگترین درس زندگیام را گرفتم: هیچ مسیری بیدلیل نیست. گاهی لازم است برای رسیدن به مسیر اصلی، کمی چکشکاری شوی تا مقاومتر و دقیقتر ادامه بدهی.
در دوران دانشجویی پا پس نکشیدم. بهصورت خودآموز یادگیری SQL، مبانی یادگیری ماشین، سیستمهای خبره و تحلیل داده را ادامه دادم و اولین انجمن علمی بینرشتهای فناوریهای سلامت کشور را تأسیس کردم.
آنجا بود که فهمیدم موفقترین سیستمها، نه صرفاً فنیتریناند و نه مدیریتیترین؛ بلکه آنهایی هستند که بهترین هماهنگی را بین این دو برقرار میکنند.
زمانی که در محیط بیمارستان روی تحلیل دادهها کار میکردم و با فرمولهای پیشرفته اکسل از دل هرجومرج، نظم استخراج میکردم، به این یقین رسیدم که جای من کجاست. من نمیخواستم زخمهای جسم را درمان کنم؛ من میخواستم سیستمها را درمان و در برابر آسیب مقاوم کنم.
با هدایت استادم، شهید دکتر مجید تجنجاری مسیر اصلیام را پیدا کردم؛ از خودآموزی مفاهیم پایه تا تسلط بر طراحی وب، سئو و امنیت اطلاعات.
امروز، من مهتاب ابراهیمی 26 ساله هستم؛ توسعهدهندهای که با دقت یک جراح کد مینویسد، با نگاه یک مدیر پروژهها را تحلیل میکند و با ذوق یک هنرمند، رابط کاربری خلق میکند.
من اینجا هستم تا برای کسبوکار شما، سیستمی بسازم که فقط زیبا و کارآمد نباشد؛ بلکه بهینه و قابلاعتماد باشد.
چگونه در مدیریت سازمانها از هوش مصنوعی عقب نمانیم؟